ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۷, چهارشنبه

سرکوهی: حتی در اتاق خواب من شنود کار گذاشته بودند ، چگونگی اعترافات تلوزیونی


روز سه‌شنبه نهم تیرماه، خبرگزاری فارس نوشت: مازیار بهاری خبرنگار روزنامه نیوزویک در ایران به ارتباط با بیگانگان و بسیاری مطالب دیگر اعتراف کرده است.

پیش از این نیز در پی اعتراض‌های گسترده برخی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، برخی از بازداشت‌شدگان در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ظاهر شدند و اعترافاتی بیان کردند.

فرج سرکوهی نویسنده ایرانی مقیم آلمان، عضو کانون نویسندگان ایران و سردبیر نشریه معتبر ادبی آدینه که در پی توقیف این نشریه، سال‌ها پیش بازداشت شده و در زندان از او اعترافاتی گرفته شده است، در گفت‌وگو با رادیو فردا به مرور این موضوع می‌پردازد.

رادیو فردا: آقای سرکوهی، چه مراحلی طی شد تا منجر به اعترافات شما در زندان شد؟

فرج سرکوهی: در آن زمان هنوز این اعترافات تا حد امروز رسوا نشده بود. من فکر می‌کنم اولین کسی بودم که از داخل ایران یک گزارش و نامه نوشتم و منتشر شد و گفتم که اعترافاتم تحت فشار و شکنجه روانی و جسمی بوده است.

پس از آن بسیاری از بازداشت‌شدگان هم به این نکته اشاره کردند و این [شکل اعتراف‌گیری] بی‌اعتبار شد.

در آن موقع من در یکی از مقرهای مخفی وزارت اطلاعات که در آن زمان آقای فلاحیان وزیرش بود و آقای سعید امامی هم معاونش، زندانی بودم. طبیعی بود که اینها مرا تحت شکنجه‌های جسمی و روانی زیادی قرار دادند.

مهم‌ترین شکنجه جسمی شلاق زدن به کف پا بود. اما شکنجه‌های روانی هم به این شکل بود که اغلب مدتی قبل از بازداشت انسان را تعقیب کرده بودند و جزییات زندگی فرد مورد نظر را ضبط می‌کنند. حتی در اتاق خواب بنده شنود کار گذاشته بودند.

طبیعتاً در آن فضا بازجو به شکل خدایی است که همه چیز را در مورد تو می‌داند و شما کسی هستید که حتی چشمانتان هم بسته است و صورت او را هم نمی‌بینید.

تحت این شکنجه‌های جسمی و روانی مرا وادار کردند که یک مصاحبه تلویزیونی انجام دهم. اگر چه این مصاحبه هرگز پخش نشد. من شاید، تنها کسی هستم که مدعی هستم این کار انجام شده است.

در آن مصاحبه باید می‌گفتم که من عامل سفارتخانه‌های انگلیس و فرانسه و عامل موساد اسرائیل و عامل سازمان جاسوسی امریکا هستم .الان اسم برخی از این سازمان‌های جاسوسی را که قرار بود مدعی همکاری با آنها باشم از یاد برده‌ام.

در واقع باید می‌گفتم من یک جاسوس بین‌المللی هزارجانبه هستم و فعالیت‌های مجله آدینه و کانون نویسندگان و اصولاً طرح شعار آزادی بیان چیزی است که غرب به ما القا کرده و اعتراف کنیم که آنها می‌خواهند ارزش‌های اسلامی را منتفی کنند و به اصطلاح با تهاجم فرهنگی به ایران نظام را براندازند.


در حقیقت به شما می‌گفتند که دقیقاً چه بگویید؟


بله دقیقاً این طور بود. در بازجویی واقعی وقتی کسی را بازداشت می‌کنند او را شکنجه می‌دهند تا از او اطلاعات بگیرند. اما هدف از این شکل بازجویی، کسب اطلاعات نیست. بلکه هدف اخذ اعترافات تحمیلی تلویزیونی است.اینها یکسری اطلاعات واقعی از زندگی فرد در دست دارند. زندگی واقعی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی فرد را به خوبی می‌شناسند و بر اساس سبک رئالیسم جادویی مارکز می‌آیند عناصری را از واقعیت می‌گیرند با عناصری که خودشان می‌خواهند تلفیق می‌کنند.

در واقع اطلاعات غلطی را که خودشان می‌خواهند و پیام مورد نظرشان را بر اطلاعات واقعی فرد تلفیق می‌کنند و یک داستان تازه درست می‌کنند و بعد وادارتان می‌کنند که آن را ده‌ها بار بنویسید تا به اصطلاح درونی‌تان شود و بتوانید آن را بیان کنید.

فرض کنید شما یکبار به خارج از کشور سفر کرده‌اید. من برای سخنرانی و داستانخوانی زیاد به خارج از ایران سفر می‌کردم. این واقعیت را می‌گیرند و می‌گویند که باید بنویسی در همان تاریخ فلان سازمان جاسوسی با من تماس گرفته بود و علت خروج من هم همین بود و به این شکل یک داستان تازه سر هم می‌کنند.


آیا فکر می‌کنید این اعترافات تأثیری بر مخاطب می‌گذارد؟

گروهی هستند که می‌گویند هر چه در این اعترافات گفته می‌شود تحمیلی است. اینها منطقشان را به کار می‌گیرند. طبیعتاً نمی‌شود یک شخصی را دستگیر کرد و مثلاً در طول یک شب یا یک هفته و یا حتی یک ماه همه عقایدش را تغییر داد.این امر اصلاً حتی در دنیای بیرون از زندان هم غیر ممکن است.

عده‌ای از همان زمان اعترافات سال‌های ۶۰ که با اعترافات رهبران حزب توده آغاز شد گفتند که مشخص است که این اعترافات تحمیلی است. چرا که این اعترافات اصولا منطقی نداشت و با واقعیت هماهنگ نبود.

نمی‌شود که کسی ۵۰ سال کمونیست بوده و یکشبه مسلمان شود. اما توجه کنید که هدف آنها، این نیست که مردم را قانع کنند. خودشان هم می‌دانند که عده زیادی این حرف‌ها را باور نمی‌کنند. رژیم جمهوری اسلامی، رژیم اگاهی است و بسیار سنجیده عمل می‌کند.

اینها از کسب این اعترافات چند هدف را دنبال می‌کنند. نخست آنکه اخذ این اعترافات باعث ترساندن فرد می‌شود. وقتی یک نفر را می‌گیرند و شکنجه می‌کنند و او اعتراف می‌کند به هر حال وقتی که آزاد می‌شود یک فرد خنثی شده است. دوستانش مثل سابق با او مراوده ندارند و با این کار، توانسته‌اند کاری کنند که آن شخص نتواند فعالیت سیاسی و یا فرهنگی گسترده‌ای داشته باشد. بنابراین با کسب این اعترافات یک مخالف فعال به یک عامل خنثی تبدیل شده است.

از سوی دیگر این اعترافات یک پیام برای دیگران است. دیگرانی که شاهد این اعترافات هستند و می‌دانند که این اعترافات زیر شکنجه گرفته شده است با خودشان فکر می‌کنند که اگر ما هم به فعالیتمان ادامه بدهیم به همین سرنوشت دچار می‌شویم.

به اعتقاد من پخش اعترافات، نمایش علنی و قانونی شکنجه است. یعنی وقتی کسی اعتراف می‌کند مفهومش این است که شکنجه شده است. پس در واقع شکنجه یا نتیجه شکنجه از تلویزیون نمایش داده می‌شود و این امر طبیعتاً فعالان سیاسی و اجتماعی و منتقدان را می‌ترساند.

از سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی هواداران بسیاری دارد. همین آدم‌هایی که برای آقای احمدی‌نژاد به خیابان‌ها می‌آیند، این اعترافات را باور می‌کنند. برای رژیم مهم است که طرفداران خودش را قانع کند.

این اعترافات برای عده‌ای که فکر می‌کنند دروغ است، تولید نمی‌شود. رژیم خودش هم می‌داند که عده‌ای این حرف‌ها را باور نمی‌کنند و به آنها هم اهمیت نمی‌دهد. با آنها با روش دیگری مقابله می‌کند.

مژده ، نرم افزاری برای دسترسی به اینترنت فیلتر نشده در ایران به زودی ارائه میشود



آماده خبر رسانی فوری
دیگر نه فیلتر شدن سایت ها و نه آن صفحه پیام جمهوری اسلامی هنگامی که میخواهید از سایتی استفاده کنید.فقط اینترنت فیلتر نشده.نرم افزاری برای دسترسی به اینترنت فیلتر نشده در ایران به زودی ارائه میشود.برای خواندن این خبر بر روی لینک ( PDF) زیر کلیک کنید:



خبر به انگلیسی:


اعتراضات امشب نسبت به شبهای گذشته شدت بیشتری داشت


فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
اعتراضات امشب تبدیل به فراخوانی برای حضور گسترده در گرامیداشت 18 تیر
بنابه گزارشات رسیده از تهران، مردم در آستانۀ سالگرد 18 تیر، سرکوب خونین دانشجویان و مردم بر بامهای منازل خود حاضر شدند و صدای اعتراض خود را علیه استبداد حاکم سر دادند.

مردم تهران و بخصوص جوانان هماندد شبهای گذاشته از ساعت 22:00 بر بام منازل خود حاضر شدند و بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. اعتراضات امشب مردم نسبت به شبهای گذشته شدت بیشتری داشت.

تعداد بیشتری بر بامهای خود حاضر شده بودند تا با فریادهای گسترده خود یاد سرکوب خونین دانشجویان و مردم ایران در 18 تیر 1378 را گرامی بدارند.جوانان علاوه بر سر دادن بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور به همدیگر وعدۀ حضور گسترده در گرامیداشت 18 تیر در مناطق مرکزی شهر تهران که قرار است روز پنجشنبه برگزار شود را میدادند.

اعتراضات امشب تبدیل شده بود به اطلاع رسانی و تشویق همدیگر برای حضور گسترده در گرامیداشت روز 18 تیر . اعتراضات شبانۀ مردم تهران تا ساعت 22:30 ادامه داشت.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یکبار دیگر سرکوب خونین 18 تیر را محکوم می کند ویاد و خاطرۀ جانباختگان آن را گرامی میدارد. برگزاری مراسم گرامیداشت این روز ملی از حقوق اولیۀ مردم ایران می باشد .
17 تیر 1388 برابر با 8 ژولای 2009

دیده بان حقوق بشر: ایران در صدد گرفتن «اعترافات دروغین» از بازداشت شدگان است


ديده بان حقوق بشر روز چهارشنبه مقامات دولت ايران را متهم کرد که با «بازجويی های خشن، ضرب و شتم، محروميت از خواب و تهديد به شکنجه» دستگير شدگان حوادث اخير، در صدد است تا آنها را به «اعترافات دروغين » وادار کند.

اين نهاد بین المللی طرفدار حقوق بشر می گويد: حکومت ايران برای تاييد اظهارات مقام های خود درباره ارتباط بازداشت شدگان حوادث اخير با قدرت های خارجی در پی گرفتن «اعتراف های دروغين» از آنها است.

در همين زمينه، جبهه مشارکت ايران اسلامی نیز روز چهارشنبه در بيانيه ای نسبت به وضعيت بازداشت شدگان اخير ابراز نگرانی کرده و گفته است: بسياری از بازداشت شدگان اخير تحت شرايط نامساعد و در سايه نقض قانون، برای انجام پروژه اعتراف گيری تحت فشارهای شديد جسمی و روانی قرار گرفته اند.

یک نماینده مجلس به نقل از دادستان کل کشور گفته است: ۲۵۰۰ نفر در جريان اعتراض ها به نتايج انتخابات رياست جمهوری دهم بازداشت شده اند و پرونده ۵۰۰ نفر از آنها قرار است هفته آينده به دستگاه قضايی ارجاع شود.

تعدادی از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران از جمله محسن میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت، عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت محمد خاتمی، سعيد حجاريان از عضو جبهه مشارکت، محمد علی ابطحی، معاون پارلمانی رییس جمهور سابق ايران، بهزاد نبوی از وزيران دولت های رجايی و موسوی و عیسی سحرخیز، معاون سابق اداره مطبوعات وزارت ارشاد در ميان بازداشت شدگان هستند.

سارا لی ويتسون، مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقای ديده بان حقوق بشر، می گويد: «حکومت ايران سرسختانه به دنبال توجيه حملات خشونت بار خود به معترضان صلح جوست.»

وی می افزايد: «چه عذری بهتر از اعتراف به توطئه های خارجی که به زور از محبوسين بدست آمده است؟»

ديده بان حقوق بشر در بيانيه خود به نقل از يکی از دستگير شدگان حوادث اخير که به تازگی آزاد شده نوشته است: ماموران دولتی، بازداشت شدگان را با چشمان بسته تحت فشار جسمی و روحی قرار می دادند و از آنها می خواستند تا برگه های سفيدی را امضا کنند.

یک پسر ۱۷ ساله به ديده بان حقوق بشر گفته است: «در روز اول، بازجو مرا در حالی که چشم بند داشتم به گاراژ برد. آنها همه را به مدت ۴۸ ساعت بدون اجازه خوابيدن ايستاده نگهداشتند.

شب اول دست های ما را بسته و با باتون ما و ساير زندانيان را زدند. به زندانيان فحش می دادند. جو بسيار ترسناک بود. طی دو روز بازجويی با چشم های بسته، همه چيز از ما پرسيدند.»

بيانيه این سازمان حقوق بشری می گويد: وجيهه مرصوصی همسر سعيد حجاريان که در ۱۵ ژوئن دستگير شده نیز معتقد است همسرش برای امضای اعترافات دروغین تحت فشار شديدی قرار دارد.

پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری، تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد راهپيمايی های معترضان بود که به گفته مقامات دولتی در اين اعتراضات دست کم ۲۰ نفر کشته شده اند.

همزمان موج گسترده دستگيری رهبران احزاب و گروه های اصلاح طلب که در ميان آنها نام چند معاون وزير سابق نيز به چشم می خورد آغاز شد که اين بازداشت ها همچنان ادامه دارد.

بازداشت ها همچنان ادامه دارد


از سوی دیگر، نيروهای امنيتی روز چهارشنبه با ورود به دفتر محمد علی دادخواه، وکيل دادگستری و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، وی و تعدادی از همکاران حاضر در دفتر او را بازداشت کردند.

محمدحسين آقاسی، وکيل دادگستری در گفت وگو با راديو فردا ضمن تاييد خبر بازداشت محمد علی دادخواه گفت:نيروهای امنيتی با مراجعه به دفتر وکالت آقای دادخواه سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، او را همراه پنج نفر ديگر از وکلای جوان بازداشت کردند.

وی افزوده است: احتمالا همکاران بازداشتی آقای دادخواه آزاد خواهند شد. چرا که ساير بازداشت شدگان کارمندان دفتر وکالت بوده اند.

در همين زمينه، وب سايت نوروز، وابسته به حزب مشارکت نيز خبر داده است که محمد رضا يزدان پناه، از اعضای جبهه مشارکت شامگاه روز سه شنبه بازداشت شده است.طبق اين گزارش، آقای يزدان پناه در حال مراجعه به منزل بازداشت شده است و پی گيري های همسرش براي اطلاع از وضعيت وی تا به حال نتيجه ای در بر نداشته است.

محمدرضا يزدان پناه، روزنامه نگار، سابقه همکاری با روزنامه های اصلاح طلب شرق، کارگزاران، هم ميهن و فرهيختگان را دارد.

radiofarda

راهکارهای مهمی برای جلوگیری از شنود اطلاعاتی در فضای وب

با توجه به اینکه اینترنت مهمترین ابزار ارتباطی مان در حال حاضر می باشد و تنها این ابزار است که به سبب ماهیت پیچیده و چند شکلیش سیستم های جاسوسی و امنیتی نمی توانند به سادگی و بطور یک “روش برای همه” به شنود آن دست بزنند برخی راهکارها را فراهم نموده ام که به توسط آن می توان امکان شنود را به حداقل رساند. لطفا این راهکار ها و پیشنهاد ها را جدی بگیرید.

هجوم ناگهانی نیروهای اطلاعاتی به کافی‎نت‎ها

کوردستان میدیا: در یورش ناگهانی نیروهای اطلاعاتی رژیم به کافی‎نت‎ها، چندین تن بازداشت شدند. خبرگزاری کردستان در این زمینه گزارش داد، مدتی است که نیروهای اطلاعاتی در برخی از شهرهای کردستان با هجوم ناگهانی به کافی‎نت‎ها، اقدام به بازداشت کسانی می‎نمایند که از سایتهای سیاسی بازدید نموده یا از طریق ایمیل به فعالیت سیاسی می‎پردازند. نیروهای رژیم سپس این افراد را به بازداشتگاه‎های اداره اطلاعات منتقل می‎نمایند.در این یورش‎ها تاکنون چندین تن از جوانان کرد در کافی‎نت‎ها دستگیر و سپس تحت شدیدترین شکنجه‎ها قرار گرفته‎اند.هجوم ناگهانی به کافی‎نت‎ها که از چند روز قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده بود همچنان در برخی از شهرهای کردستان ادامه دارد.

اویغورها: ۱۰۳ قیام خونین در ۱۲۰ سال


اویغورها: ۱۰۳ قیام خونین در ۱۲۰ سال

ظرف ۱۲۰ سال گذشته، این یکصد و سومین قیام اویغورها بود که به وسیله چینی‌ها سرکوب شد. اویغورها کیستند؟ در کجا زندگی می‌کنند؟ فرهنگ، زبان و مذهب آنان چیست و چرا از سوی حکومت مرکزی چین سرکوب می‌شوند؟
درگیری‌های خونین شین جیانگ در شمال غربی چین، بار دیگر نام اقلیت مسلمان اویغور را بر سر زبان‌ها انداخت. در درگیری‌های روز یکشنبه (۵ جولای) دست کم ۱۴۰ اویغور کشته و حدود ۸۰۰ تن از آنان زخمی شدند.

.
اویغورها دارای ریشه مغولی و ترکی هستند. جمعیت این اقلیت قومی حدود ده میلیون نفر است. حدود ۹۰ درصد اویغورها در جمهوری خلق چین و بقیه آنها در مناطق مرزی قزاقستان و قرقیزستان زندگی می‌کنند. در سرشماری سال ۲۰۰۳ میلادی، تعداد اویغورهای ایالت شین جیانگ، کمی بیش از ۸ میلیون و ۸۲۳ هزار نفر اعلام شد.

فرهنگ، زبان و مذهب اویغورها

اویغورها به زبان اویغوری حرف می‌زنند و خط آنان عربی/ فارسی است. اکثریت قریب به اتفاق این اقلیت قومی را مسلمانان اهل سنت تشکیل می‌دهند. اما دلیل درگیری‌های آنان با حکومت مرکزی چین گرایشات مذهبی نیست، بلکه تبعیض قومی آنان را وادار به مقاومت می‌کند. این بار مرگ دو کارگر اویغوری بود که اعتراضات را برانگیخت.
اویغورها در قرن هشتم میلادی پس از تسلط بر ۹ قوم همجوار، امپراتوری بزرگ خود را در مغولستان امروز برپا کردند که از دو امپراتوری شرقی و غربی تشکیل می‌شد. پایتخت امپراتوری شرقی "چار بالغاس" و پایتخت امپراتوری غربی "توفار" نام داشت. در حفاری‌های اخیر چار بالغاس، کشف حصاری به ارتفاع ۱۲ متر، سبب شهرت جهانی این منطقه شد.

مهاجرت به چین

در قرن نهم میلادی، پس از جنگ‌های خونین با قرقیزها، امپراتوری اویغورها از هم پاشید و بخش عمده اتباع آن به چین مهاجرت کردند. در قرن سیزدهم میلادی، پس از محاکمه و اعدام "ایدیگوت سالاندی"، حاکم بودایی شین‌جیانگ به جرم دشمنی با اسلام، اویغورها به اسلام گرویدند. در قرن ۱۸ میلادی این اقلیت قومی تسلیم مانچو شد و امپراتوری چین خاک آنها را ضمیمه خود کرد.
در قرن نوزدهم میلادی، یک جنگ‌سالار اویغور به نام "یاکوب بگ" کوشید در کشگر یا ترکستان چین امپراتوری جدیدی ایجاد کند، اما موفق نشد. قیام او از پشتیبانی همه اقوام ترک و مغول چین برخوردار نشد و مسلمانان چین حتی علیه او به پا خاستند. سرانجام قیام یاکوب بگ به وسیله ارتش منچوری سرکوب شد. در این نبردها میلیون‌ها اویغور و چینی کشته شدند.

۱۰۰ قیام خونین در ۸۸ سال!

درگیری‌های خونین روز یکشنبه پنجم جولای، یکصد و سومین قیام اویغورها ظرف ۱۲۰ سال گذشته بود. آنها در فاصله سال‌های ۱۸۸۴ تا ۱۹۷۲ ۱۰۰ بار دست به قیام زدند که میانگین آن بیش از سالی یک‌بار می‌شود. در این قیام‌ها صدها هزار اویغوری کشته شدند. چینی‌ها محل سکونت اویغورها را "شین جیانگ" می‌خوانند که به معنای سرزمین نو است. اما خود اویغورها ترجیح می‌دهند از این ایالت به عنوان اویغورستان یا ترکستان شرقی یاد کنند.
در پی سرنگونی امپراتوری چین، جنگ سالاران محلی شین‌جیانگ رهبری اویغورها را به دست گرفتند. در دهه‌های سی و چهل قرن بیستم، روسیه و ژاپن کوشیدند این جنگ‌سالاران را زیر نفوذ بگیرند. در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ و ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۶ پان‌ترکیست‌ها، مسلمانان و حتی کمونیست‌ها کوشیدند در بخشی از منطقه یک جمهوری مستقل اویغورستان ایجاد کنند، اما جامعه جهانی این جمهوری را به رسمیت نشناخت. حتی اتحاد شوروی سابق، به عنوان رقیب، و ژاپن به عنوان دشمن اصلی چین و ترکیه که دعاوی پان‌ترکیسیتی داشت، این جمهوری را به رسمیت نشناختند.

خودمختاری در چارچوب چین کمونیست
به دنبال پیروزی کمونیست‌ها در جنگ‌های داخلی، جمهوری خلق چین با به رسمیت شناختن خودمختاری شین جیانگ، خودگردانی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اویغورها را در چارچوب جمهوری خلق به رسمیت شناخت. حزب کمونیست چین با این اقدام توانست نخبگان اویغور را به خود جذب کند. آنها ادبیات انقلابی مائو را به زبان‌های ترکی، عربی و فارسی ترجمه می‌کردند تا به سراسر جهان فرستاده شود.
اصلاحات دوران پس از مائو، برای اویغورها هم سودمند و هم زیانبخش بود. مثلا اصلاحات ارضی به مناسبات فئودالیستی حاکم بر منطقه پایان داد. اما متمرکز کردن کشاورزان در کالخوزها، سبب خشکسالی بزرگی شد که در سال ۱۹۶۲ حدود ۵۰۰ هزار نفر از اقوام کوچ‌نشین قزاق، قرقیز و اویغور را واداشت به اتحاد جماهیر شوروی سابق مهاجرت کنند.

افزایش سطح رفاه

نظام کمونیستی در عین‌حال سبب گسترش زیرساخت‌ها، رشد اقتصادی، آموزشی و بهداشتی شد، مرگ و میر کودکان را کاهش داد و سطح زندگی را بالا برد. شین جیانگ امروز در میان مناطق فقیر و دور از مرکز چین، یکی از ثروتمندترین ایالات و مرکز صنایع تسلیحاتی این کشور است، اما جنبش‌های مردم‌سالارانه و قومی و مذهبی در آن به شدت سرکوب می‌شوند. در سرکوب خونین قیام‌های محلی سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۷ صدها اویغور کشته و ۳ هزار نفر دستگیر شدند. از این تعداد، تا سال ۱۹۹۹ دست کم ۱۲ نفر اعدام شدند.

فرق مسلمان فلسطینی با مسلمان چینی

پس از کشتار ۱۴۰ اویغور مسلمان در ناآرامی‌های آخر هفته گذشته، رهبران جمهوری اسلامی ایران که معمولا در چنین شرایطی جانب مسلمانان را می‌گیرند، در این مورد سکوت کامل اختیار کردند. این سکوت با اعتراض‌هایی روبرو شد. از جمله سایت تابناک که معروف به نزدیکی به محسن رضایی است، به نقل از یک خواننده خود نوشت: «روز ۱۴ تیرماه، در غرب چین حداقل ۱۴۰ مسلمان در جریان اعتراض به تبعیض به خون درغلتیدند. اما دریغ که دولت ایران و صدا و سیما، که برای کوچکترین اتفاق در غرب صدای وااسلام‌شان بلند می‌شود، اعتراضی نکردند. این یعنی چه؟ مگر مسلمان با مسلمان فرق دارد؟ ... چرا رئیس‌جمهورمان که دائما در فکر مسلمانان غزه است، یادی از مسلمانان چین نمی‌کند؟».

همکاری‌های گسترده ایران و چین

جمهوری اسلامی ایران مناسبات اقتصادی گسترده‌ای با جمهوری خلق چین برقرار کرده است. بر اساس گزارش منابع دولتی، حجم قراردادهای میان ایران و چین، تا دو سال قبل به بالای ۱۰۰ میلیارد دلار رسید و وزیر نفت وقت پیش‌بینی کرد که تا ۲۰۰ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. سه روز پس از ناآرامی‌های شین جیانگ، پکن محل برگزاری "همایش سرمایه‌گذاری در طرح‌های پالایشگاهی ایران" بود.
حسین نقره‌کار شیرازی، معاون وزیر نفت جمهوری اسلامی، که در راس هیئتی به پکن وارد شده بود، به خبرنگار واحد مرکزی خبر در این شهر گفت: «قصد داریم در یک دهه آینده، هفت پالایشگاه جدید با همکاری چین و کشورهای دیگر بسازیم. چینی‌ها از سه سال پیش در طرح‌های نفتی ایران فعال شده‌اند و اکنون در صدد توسعه همکاری در بخش‌های پالایش، پتروشیمی و تاسیس خط لوله با آن‌ها هستیم».
معاون وزارت نفت به چینی‌ها توصیه کرد که در برخورد با صنایع نفت و گاز ایران نگاه راهبردی داشته باشند، زیرا می‌توانند در صنایع نفت ۸۰ سال و در صنایع گاز ۱۰۰ سال با ایران همکاری داشته باشند.
جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر همکاری‌های گسترده اقتصادی، به پشتیبانی چین در صحنه بین‌المللی هم نیاز دارد. چینی‌ها، در کنار روس‌ها، تاکنون در بسیاری موارد مانع گسترش تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی شده‌اند.

نویسنده: جواد طالعی
تحریریه: بهنام باوندپور
DW-WORLD.DE

فیلترشکن جدید

مگر مسلمان با مسلمان فرق دارد؟

یکی از کاربران"تابناک" در پیامی آورده است:امیدوارم که این موضوع را انعکاس دهید و به رسالت خبری خود عمل کنید.هموطنان من روز 14 تیرماه در غرب چین حداقل 140 مسلمان چینی در جریان اعتراض به وضعیت تبعیض آمیز دولت چین و مهاجرت اجباری غیر مسلمانان به آن ایالت به خون در غلطیدند و شهید شدند.
اما دریغ که هیچ یک از حوزه های علمیه, سازمان کنفرانس اسلامی, دولت ایران, صدا و سیما که برای کوچکترین اتفاق در غرب (مانند موضوع مروه در آلمان) صدای وا اسلامایشان بلند می شود اعتراضی نکردند.
این موضوع یعنی چه؟ مگر مسلمان با مسلمان فرق دارد؟ مگر نه اینکه می گوییم سیاست ما مثل دیانت ما است؟ مگر دیانت ما سکوت در مقابل ظلم را جایز می داند؟
پس چرا رئیس محترم جمهورمان که دائما در فکر مسلمانان غزه است, یادی از مسلمانان چین نمی کند؟
اگر اصول گرا هستیم و اگر جزو اصول ما حمایت از مسلمانان در رنج تمامی دنیا است چگونه مسلمانان ممالک گوناگون با هم متفاوت اند؟ مردمی که خود جوش به مقابل سفارت خانه های غربی می روند تا صدای امت مسلمان ایران را به گوش دنیا برسانند آیا می دانند که سفارت چین در تهران و خیابان پاسداران است؟
آقایانی که خود را مسئول و ..... مسلمانان جهان می دانند چگونه به خود اجازه می دهند در مقابل کشته شدن بیش از صد زن و مرد بی دفاع مسلمان چینی به دست دولت آن کشور سکوت کنند؟
آیا به روز مجازات هم اعتقادی دارند؟
پاسخ تفتان به این کاربر:
رژیم ایران حکومت اسلامی نیست که برای مسلمانان دل بسوزاند بلکه یک حکومت شیطانی و صفوی است که در راستای منافع خود از قدس دفاع می کند تا توجه مسلمانان را به خود جلب نموده و بدین طریق به تبلیغ دین رفض و نفاق صفوی در جهان بپردازد.
رژیم ایران بهترین روابط را با چین و هند و روس دارد در حالی که هر سه کشور در حق مسلمانان ظلم و ستم روا داشته اند و هند کشمیر را اشغال کرده و بدترین جنایتها را در حق مردم کشمیر مرتکب شده است و هر روز فریاد زنان و دختران و فرزندان مسلمان کشمیری به آسمان بلند می شود و مورد تعرض و تجاوز هندوها قرار می گیرند ولی رژیم ولایت فقیه بهترین روابط سیاسی و اقتصادی را با هند دارد و هیچ گاه به جنایت هندوها اعتراض نکرده است.
و روس کشور مسلمانان چچن را اشغال کرده است و هزاران مسلمان چچنی را به شهادت رسانده و بدترین جنایتها را در حق مردم چچن مرتکب شده است اما رژیم ولایت فقیه هیچ گاه اعتراض نکرده است و بهترین روابط را با روس داشته و دارد و حتی در جنگ با چچن روس را کمک کرده است و همینطور است مسئله مسلمانان چین و رژیم ولایت فقیه بهترین روابط را با این کشور دارد.
لذا سر و صدا های رژیم برای مردم فلسطین فقط در راستای صدور تشیع به جهان عرب و مرکز اسلام می باشد نه از روی دلسوزی برای مسلمانان.

بزرگترین خر مگس دنیا به روی احمدی نژاد نشست [HQ]

بخش فارسی سایت Sesawe معرفی راهکارهای عبور از فیلترینگ ، ناشناس ماندن دراینترنت و جلوگیری از استراق سمع

ائتلافی از چند موسسه و سازمانهای مختلف است که فعالیت آنها در راستای حمایت از دسترسی آزاد و بدون محدودیت به اینترنت متمرکز می باشد. این ائتلاف متشکل از عده ای برنامه نویس و همچنین نهادها و افرادی است که همگی در یک نکته اتفاق نظر دارند و آن "دسترسی آزاد به اینترنت" می باشد.
برای رفتن به سایت کلیک کنید

ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۶, سه‌شنبه

اعترافات محمد علی ابطحی در رابطه با راه اندازی و دست داشتن در انقلاب سبز مخملی

آزار جنسی زندانیان سیاسی توسط مزدوران خامنه ای



تهران – روزنامه گاردین چاپ انگلستان گزارشی تکان دهنده از ضرب و شتم و شکنجه و آزار جنسی بازداشت شدگان اخیر در زندانهای رژیم را منتشر کرده است. این گزارش مربوط به بازداشت ها در شیراز است.
متن فارسی این گزارش که در " وبلاگ خرداد 88" آمده وتوسط "اخبارروز" منتشر شده به شرح زیر است:
وبلاگ خرداد ٨٨شیراز، سه‌شنبه، ۹ تیرماه ۸۸:اسفندیار پورگیو
حدود ده و نیم بود که از پنجره‌ی مغازه دیدمش. از دور می‌شد تشخیص داد کهبازداشت بوده و تازه آزاد شده. تمام صورتش کبود بود، دندان‌هایش را شکسته بودند و دور چشم‌هایش باد کرده بود به طوری که به سختی می‌توانست بازشان کند. بعد از آزاد شدن مستقیم رفته بود خانه ولی پدرش راهش نداده بود. گفته بود: «دیگر جایت توی این خانه نیست.» نگفته بود که بهش تجاوز کرده‌اند. فقط گفته‌ بود که دو هفته بازداشت بوده. من هم اول متوجه نشدم. به من چیزی نگفت، تا این‌که دکتر تشخیص داد و خودش هم تأیید کرد.
هیچ‌کس توی خانواده‌اش مدرسه نرفته. مادرش مرده ولی چندتا خواهر و برادر دارد. به او حسودی می‌کنند چون دیپلمش را رفته. آدمی است خیلی معمولی،‌ هجده سالش است و چهارشانه است و قدبلند. قبلش اهل سیاست هم نبود. موقع انتخابات آمد از من پرسید که به نظرم به چه کسی رأی بدهم. به من اعتماد دارد. پدرش طرفدار احمدی‌نژاد است و یک سال است که به او می‌گوید منافق.
در یکی از شهرستان‌های اطراف شیراز مغازه دارم. امروز صبح زود از بازداشتگاهی در مرکز شهر آزاد شد. خودت می‌دانی کجاست. مسافت زیادی را پیاده آمد تا رسید به ستاد، بعد تاکسی گرفت و به تاکسی گفت که پول ندارد. تاکسی هم او را تا ترمینال آورد. بعد سراغ راننده‌ای رفت که می‌شناخت او هم بی‌آن‌که پولی بگیرد آوردش تا همین شهر ما.
روی صندلی افتاد. سوال‌ها را من شروع کردم. آری، بازداشت بوده. اولین چیزی که گفت این بود که جایی را ندارد برود. آیا می‌تواند یکی دو روزی پیش من بماند؟ گفتم اگر می‌تواند یکی دو ساعت صبر کند تا بعد با هم به خانه برویم. موافقت کرد. به یکی از دوستان پزشکم زنگ زدم تا بیاید خانه او را ببیند. بعد بردمش خانه.
کتف و بازویش پارگی داشت. زخم بود. صورتش هم علاوه بر کوفتگی زخم شده بود. استخوان‌هایش نشکسته بود ولی تمام بدنش ضرب دیده بود. می‌خواستم از او عکس بگیرم که نگذاشت. دکتر گفت تنها چهارتا از دندان‌هایش سالم مانده، بقیه‌اش شکسته. نمی‌شد حرف‌هایش را فهمید. آن‌وقت دکتر توضیح داد چه اتفاقی افتاده. پارگی مقعد داشت و دکتر احتمال خونریزی روده‌ی بزرگ می‌داد. گفت باید به سرعت ببریمش بیمارستان. گفت برایش بدن باقی نگذاشته‌اند، این دیگر آدم بشو نیست.
دکترش آدم ترسویی است ولی تمام روزش را صرف او کرد. هرکه بود از دیدن صحنه شوکه می‌شد.
در بیمارستان به اسمی دیگر پذیرفتندش. دفترچه‌ی بیمه‌ی کس دیگری را نشان دادیم. پرستارها گریه می‌کردند، به خصوص دوتایشان که مرتب می‌پرسیدند کدام حیوانی او را به این روز انداخته. چهارساعت بی‌هوش بود، آرام‌بخش که تزریق کردند به هوش آمد. همراهان سایر مریض‌ها جمع شده بودند ببینند چه بلایی سرش آمده.
بعد به هوش آمد. کاملاً درهم شکسته بود. می‌گفت پول‌تان را برای من دور نریزید، وقتی از بیمارستان مرخص بشوم خودم را می‌کشم. بیشتر از همه از این ناراحت بود که نتوانسته در کنکور شرکت کند.
دوشنبه دو هفته پیش گرفته بودندش. جمعی از جوان‌های درشت‌اندام سپر انسانی دور تظاهرات‌کنندگان تشکیل داده بودند. او هم یکی از آن‌ها بوده. می‌گفت توانسته چندتا از یگان‌های ویژه را بزند. آن‌ها را به درون جمعیت می‌کشیده‌ و کتک‌شان می‌زده‌اند. ولی گوشه‌ای گیرش آورده‌اند و روی سرش ریخته‌اند.
«مرا تا شب توی ماشین حبس کرده بودند. بعد منتقلم کردند به سلول انفرادی. دو روز در سلول انفرادی بودم. مرتباً بازجویی‌ام می‌کردند، کتک‌ام می‌زدند و از سقف آویزانم می‌کردند. بهش می‌گویند جوجه‌کباب. دست و پای آدم را به هم می‌بندند و از سقف آویزان می‌کنند، بعد می‌چرخانندت و با کابل می‌زنند. می‌گفتند اگر همکاری نکنی جوجه‌کباب‌ات می‌کنیم.
«روزی یک وعده غذا می‌دادند و آب گرم برای نوشیدن. سیلی مکرر جزو مجازات‌ها بود. در بازجویی‌ها مرتباً می‌پرسیدند که آیا از خارج دستور گرفته‌ام؟ بعد مرا پیش قاضی بردند که قرار بود حکم نهایی را صادر کند. مرا به دو میلیون و پانصد هزار تومان جریمه محکوم کرد و دوسال زندان تعلیقی و تعزیری. گویا تمامش ظاهرسازی بود. فکر کردم از بازداشتگاه می‌برندم زندان. ولی مرا به جایی فرستادند که اسمش را گذاشته‌اند «اتاق گردن‌کلفت‌ها». چند جوان دیگر هم به سن و سال من آنجا بودند. از یکی از مأمورها پرسیدم که چرا مرا به زندان نفرستاده‌اند. گفت هنوز چند روزی باید مهمانمان باشی.
«در حین بازجویی از من خواستند که تعهد بدهم و اعتراف کنم. نکردم. گفتند «از دوستان‌ات بپرس که با کسانی که همکاری نمی‌کنند چه کار می‌کنیم.» بقیه را هم دوشنبه بیست و پنجم گرفته بودند. نگران بودم که نکند مردم از خیابان‌ها رفته باشند و تظاهرات ساکت شده باشد.

با هم‌سلولی‌هایم مشورت کردم چه کار کنم. هیچ‌کس نظری نداشت. وسوسه شدم اعتراف کنم ولی نکردم. از روز سوم دوباره شروع کردند به کتک زدن. روز بعد،‌ دوباره بازجویی کردند و ریختند روی سرم. اصرار داشتند که از خارج دستور می‌گرفته‌ام. من هم می‌گفتم که صرفاً به رأیم اعتراض داشته‌ام. شنبه یا یکشنبه (روز پنجم یا ششم) بود که برای اولین بار به من تجاوز کردند. سه چهار مأمور درشت‌هیکل که قبلاً ندیده بودیم وارد شدند. گفتند «ما با گردن‌کلفت‌ها جور دیگری رفتار می‌کنیم.» بعد سروقت من آمدند و شروع کردند به پاره کردن لباس‌هایم. فهمیدم چه قصدی دارند و سعی کردم از خودم دفاع کنم. دونفرشان مرا روی زمین خواباندند و نفر سوم کارش را کرد. آن‌هم در مقابل سایر بازداشت‌شدگان. آن‌ها هم کاری از دست‌شان برنمی‌آمد. نمی‌توانستم ببینم‌شان اما شنیدم که تحرکی کردند و کتک‌شان زدند. چهار پنج دقیقه بیشتر طول نکشید. به هم‌سلولی‌هایم گفتند «ببینید ما با گردن‌کلفت‌ها چه کار می‌کنیم.» بعد رفتند.
«هم‌سلولی‌هایم به خصوص یکی‌شان که سن‌اش بیشتر بود مرا دلداری می‌دادند. می‌گفتند کسی با این کار شخصیت‌اش خرد نمی‌شود. می‌گفتند باید پیه‌اش را به تن‌ات می‌مالیدی.
«هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم واقعاً چنین کاری بکنند. شنیدن‌اش خیلی فرق دارد با این‌که ببینی دارد چه به سرت می‌آید. به‌خصوص من که همیشه خودم را قوی می‌دانستم.
«در روزهای بعد این کار را با دو هم‌سلولی دیگر هم کردند. بعدش دیگر روال عادی شد و هر روز این کار را می‌کردند. مردی که بار اول این کار را با من کرده بود یکبار گفت «من باز هوس این خوشگل را کرده‌ام» ولی دیگران به او یادآوری کردند که «نه، به نوبت.» آن‌قدر ضعیف شده بودیم و کتک خورده بودیم که کاری از دست‌مان برنمی‌آمد. اولین‌بار که این کار را با کسی دیگر کردند سعی کردم واکنشی نشان بدهم ولی چنان کتکم زدند که باقی‌اش را یادم نمی‌آید. آن‌گاه دوباره منتقلم کردند به سلول انفرادی.
«بازجویی‌ها دوباره شروع شد. در سه روز قبل بازجویی در کار نبود، فقط کتک می‌زدند. می‌گفتند «حالا آدم شدی؟ فهمیدی ما با گردن‌کلفت‌ها چه کار می‌کنیم؟ اگر آدم نشوی می‌فرستیم‌ات عادل آباد بند بچه‌بازها که هرروزت همین باشد.»‌آن‌قدر ضعیف شده بودم که نمی‌دانستم چه جوابی بدهم. آن‌وقت گفتند باید رابط‌هایت را افشاء کنی. گفتم رابطی ندارم و خبر تظاهرات را از روی اینترنت گرفته‌ام و به نظرم کار درستی آمده و شرکت کرده‌ام. آن روز شلواری به من دادند چون شلوار خودم دیگر قابل استفاده نبود.
همین رویه ادامه داشت تا امروز صبح که آزد شدم. بعضی وقت‌ها دوبار در روز این کار را می‌کردند. سه‌شنبه حتا یادم نمی‌آید که چه کار کردند.
«اما این را می‌دانم که از کارشان لذت می‌بردند و قصدشان فقط شکنجه‌ی من نبود. احتمالاً به همین دلیل هم مرا از دیگران جدا کردند. از من خوش‌شان آمده بود. به غیر از یکی‌شان، بقیه‌شان درشت‌هیکل بودند. در هفته‌ی آخر، دیگر بازجویی و کتک زدن در کار نبود. فقط تجاوز می‌کردند و سلول انفرادی.»
این چیزهایی است که او تعریف کرده. ولی نه به این صورت. باید جاهای خالی اش را با حدس و گمان پر می‌کردم و از او می‌پرسیدم تا تأیید کند. رنج جسمی و روانی فراوانی برد تا این‌ها را تعریف کند و در میانش می‌زد زیر گریه. از او خواستم که این کار را بکند شاید سودی به حال کسانی داشته باشد که به وضعیت مشابهی دچارند.

موسوى،كروبى وخاتمى براى تشكيل پيمان "ضد احمدى نژاد" گردهم آمدند


دبى – (العربيه.نت)
سه چهره ى برجسته ى اصلاح طلبى در ايران، موسوى، كروبى و خاتمى براى نخستين بار پس از اعلام نتايج شمارش آراى رياست جمهورى كه مورد تشكيك آنان و ساير معترضان قرار گرفت، گردهم آمدند.

تلويزيون العربيه روز سه شنبه 7/7/2009 كسب اطلاع كرد كه اين سه تن در نخستين جلسه ى مشترك خويش پس از حوادث اخير تهران و شهرستانها كه منجر به كشته شدن دهها نفر، مجروح گشتن صدها نفر و بازداشت انبوهى از روشنفكران، فعالان سياسى، دانشجويان و ساير معترضان و منتقدان شد، به بحث و بررسى راههاى تحقق اهداف خويش پرداختند و بر اين نكته تاكيد كردند كه به عنوان اپوزيسيون دولت احمدى نژاد در صدد ايجاد پيمانى وسيع و مردمى باشند.گفتنى است، سيد محمد خاتمى، رئيس جمهورى سابق ايران پيش از به قدرت رسيدن احمدى نژاد، به مدت 8 سال با طرح "گفتگوى تمدنها، ايران براى همه ايرانيان و فرهنگ مشاركت واصلاح طلبى" موقعيت خارجى و اوضاع داخلى ايران را بهبود بخشيد. شيخ مهدى كروبى نيز سالها رياست پارلمان را برعهده داشت و سابقه ى مبارزتى و روشنگرى او در كنار طرح افكارى همچون "حق اقوام و مذاهب در دفاع از هويت خويش"، "حق اطلاع رسانى و آزادى بيان" و بويژه "دفاع از تحزب و رقابت حزبى" به وى شهرت بسزايى داده است.

مهندس مير حسين موسوى نيز خيل عظيم جوانان را با جنبش سبز خويش جذب كرد و آنان را با اهداف ديرينه ى انقلاب آشتى داد.

از سوى ديگر دكتر ابوالحسن بنى صدر اولين رئيس جمهورى ايران كه در انتخابات 1980 با 11 ميليون راى بر رقباى خود پيشى گرفت، ليكن بعدها توسط كادر قدرتمند روحانيت از كار بركنار شد، آيت الله سيد على خامنه اى را مسئول مستقيم "تقلب در انتخابات 12 ژوئن" دانست.

بنى صدر كه در مراسم يادبود ترور سه رهبر كرد مخالف دولت ايران، در وين سخن مى گفت، اظهار داشت: "خود خامنه اى دستور تقلب انتخاباتى را داد، احمدى نژاد را مجددا از صندوقها درآورد، و مجوز سركوب معترضان را صادر كرد".

نخستين رئيس جمهورى ايران، كه از سال 1981 در فرانسه بسر مى برد، گفت: "رژيم كنونى ايران در حال فروپاشى است، ليكن با ايجاد رعب و اعمال خشونت سعى مى كند خود را سر پا نگهدارد".

بنى صدر افزود: "دانشجويان و روشنفكران طلايه داران مقاومت عليه دولت اند." وى گفت: "حاكميت قصد دارد از شر اصلاح طلبان و دارندگان انديشه هاى ليبراليستى وآزاديخواهى راحت شود".

بنى صدر خاطر نشان ساخت: "انديشه هاى اسلامى هيچ جايگاهى در حاكميت وحكمرانى كنونى ندارد وتنها براى توجيه سركوب و دروغ و فريب بكار مى رود".

وى افزود: "خامنه اى و مافياى مالى حاكم سعى مى كنند از منافع خاص خود دفاع كنند، در حالى كه ملت ايران در فقر و تنگدستى بسر مى برد".

تشکر ضحاک از روحانیون ایران


رضا حسین بر
تحلیل گر سیاسی
او برای مدت کوتاهی‌ دیگری در مقام رهبری باقی‌ ماند اما ابرویش برای همیشه رفت. انتخابات را باطل نکرد اما خود را برای همیشه باطل کرد. او کوچک تر از آن بود که همه تصور میکردند و برای بزرگ کردن خود کوچکترین کاندیدا ها را با تقلبی به وسعت تخیل گبلز از صندوق‌ها در آورد. بزرگترین تقلب تاریخی‌ انتخابات را با کمال وقاحت در مقابل چشمان مردم جهان انجام داد و نه تنها هیچ خجالت نکشید بلکه تعجب کرد که چرا مردم این تقلب تاریخی‌ را تقلب خواندند. خامنه‌ای نام خود را به عنوان بزرگترین متقلب جهان ثبت کرد.
اگر تا کنون مردم گبلز را مظهر دروغ میدانستند، اکنون خامنه‌ای و احمدی نژاد را به عنوان کسانی‌ میشناسند که روی گبلز را سفید کردند. اکنون دو هفته است که ضحاک با خیال آسوده در گور خود میخوابد زیرا میداند کسانی‌ در جمهوری اسلامی پیدا شدند که صد‌ها برابر او آدم کشتند و به آدم کشتن خود افتخار میکردند.
چنگیز خان از این به بعد مظهر قتل و غارت نخواهد بود. شیطان از خدای آخوند‌ها سپاسگزار خواهد بود که شیطان‌های خبیث تر از او را در ایران روی کار اوردند که توانستند ۳۰ سال مردم ساده اندیش ایران را فریب دهند. اکنون دیوار فریب فرو ریخته است. مردم در هر آخوند یک قاتل متجاوز به مال و ناموس خود میبینند. آنها به خوبی‌ میدانند که هر چه روحانیون در طول هزار و پانصد سال میگفتنند دروغ بود. روحانیون ثابت کردند که از هر پادشاه ظالمی بیشتر ظلم کردند و از هر غارتگر بیگانه یی، به شرف و حرمت ایرانیان بیشتر تجاوز نمودند.
از خوشبختی‌ مردم ایران ، روحانیون اینقدر در قدرت ماندند که هم بیکفایتی، هم بیرحمی، هم بی‌ انصافی، هم وقاحت و هم بد سیرتی و بد صورتی‌ خود را به گسترده‌ترین وجه نشاندادند. اکنون هم هر قدر بیشتر در قدرت بمانند، بهمان اندازه آبروی‌شان بیشتر خواهد رفت و ابعاد جدیدی از فساد و ریا کاری خود را بروز خواهند داد. اگر مردم ایران و جهان شانس بیاورند، اخوندان تأ آن زمان در قدرت خواهند ماند که حیثیت و احترام خودشان و حقانیت آنچه مدعی آن هستند چنان از بین برود که دیگر هر گز نتوانند این مردم مظلوم را دوباره فریب دهند و به نام این امام و آن مذهب ادعای راهنمایی و رهبری مردم را داشته باشند.
هیچ دشمنی با هیچ گونه مهارتی نمیتوانست اینقدر زشتکاری و زشتخو یی روحانیون شیعه را به ایرانیان ثابت کند. حزب توده و دها سازمان چپ نتوانستند یک صدم بد طینتی آنها را نشان دهند. اما همانطور که انگلیسی‌‌ها میگویند قدرت به همه این شانس را میدهد که ابروی خود را ببرند. قدرت ماهیت انسان را به بهترین شکل نشان میدهد.
اگر جمهوری اسلامی بر سر کار نیامده بود، نه ماهیت تشیع به دین صورت آشکار میشد و نه ماهیت روحانیون. روحانیون همچنان محترم باقی‌ میماندند. بازاریان همچنان به آنها حمس و ذکات میدادند. آنها با قیافه‌های حق به جانب مدیران و رهبران مملکت را به خاطر ظلم و فساد ملامت میکردند و از حضرت علی‌ حدیث نقل میکردند.
خوشبختانه، آنها با تاسیس جمهری اسلامی، آبروی هزار و پانصد ساله خود راا چنان بردند که دیگر هر گز آن اعتبار قبلی‌ را بدست نخواهند آورد.
آنچه خمینی و خامنه‌ای با اسلام و ایران کردند، هیچ کدام از دشمنان ایران و اسلام با این دو نکردند.

آقای استاندار ! توسعه اشغالگران را نمی خواهیم


به گزارش آژانس خبری تفتان استاندار اشغالگران بر بلوچستان مبارزان را مانع توسعه بلوچستان نامید و با اعتراف به عملیات انفجار منابع نفت ایرانشهر در حالی که خبرگزاریها علت آتش سوزی را بیان نکرده بودند گفت که چنین کارهائی مانع توسعه بلوچستان می شوند.

ما به آقای استاندار غاصب متذکر می شویم که بلوچستان از آن ملت بلوچ است و اگر بنا بر توسعه است باید بدست فرزندان این خاک و بوم توسعه یابد نه بدست اشغالگران و متجاوزان و جنایتکارانی که جز جنایت و تجاوز چیز دیگری در تاریخشان وجود ندارد.

هیچ ملتی نمی خواهد منطقه اش به اشغال در آید و بیگانگان آن را توسعه دهند اگر قرار بر چنین باشد باید فلسطینیها به اسرائیلیها اجازه دهند سرزمینشان را اشغال نموده و خوشحال باشند که اسرائیلیها فلسطین را موجبات توسعه و رشد و پیشرفت فلسطین را فراهم می آورند.

یا باید هندیها با انگلیس نمی جنگیدند و می گذاشتند که انگلیس هند را توسعه می داد و نیازی نبود ملت هند بپا خیزند و سرنوشت خود را خود بدست گیرند.

یا در دیگر نقاط جهان باید ملتها از بیگانگان و متجاوزان استقبال می کردند تا سرزمین و منطقه خود را توسعه یافته ببینند اما چنین نیست و هیچ جا و در هیچ نقطه ای از بیگانگان استقبال نمی کنند و در بلوچستان هم شما بیگانه هستید و تاریخ شما 80 سال است و شما با تانک و توپ به بلوچستان وارده شده و این سرزمین را اشغال کرده اید و امروز ملت بلوچ دریافته اند که شما بیگانه و اشغالگر و متجاوز هستید و دیگر به شما اجازه نمی دهند در این سرزمین بمانید و باید جل و پلاستان را جمع کنید و بروید.

و شما بیگانگان و اشغالگران بی رحم و وحشی بوده اید و بدترین جنایتها را در حق ملت بلوچ کرده اید اما دیگر بس است و امروز شعار توسعه بلوچستان دیگر ارزش ندارد و ما باید خودمان با دستان خود بلوچستان را توسعه دهیم و باید امروز حکومت بلوچستان در اختیار مردم بلوچ می بود نه در اختیار توی لر که از آن سوی ایران آمده ای و باید امروز دانشگاههای بلوچستان در اختیار ملت بلوچ می بود نه در اختیار بیگانگان که حتی دانشجویان بلوچ انگشت شمارند.

فکر کرده اید ملت بلوچ نمی دانند؟

نه ! الان همه می دانند که شما که هستید و چه کرده اید

و توسعه شما را نمی خواهند فقط می خواهند که خود بر سرنوشت خود حاکم شوند.

آقای سلیمانی بیگانه توی برو بیرون یا به زور موشهائی مثل تو را از خاک بلوچستان بیرون می اندازیم


به گزارش آژانس خبری تفتان نماینده کثیف خامنه ای جنایتکار در بلوچستان اشغالی سلیمانی در جلسه سرداران به پرت گوئی پرداخت و این نماینده خامنه ای که تا دیروز شعار خان باید اعدام گردد امروز از ترس مبارزان دست به دامان عده ای خان و سردار شده و از تکریم و تعظیم خان و سردار سخن گفت و افزود مردم بلوچ به بیگانگان اجازه ورود به بلوچستان نمی دهند و این حرفش حقیقت است چون بیگانه ای که امروز بلوچستان را اشغال کرده و سرمایه های این سرزمین را به یغما برده است و در حق مردم این سرزمین ظلم و ستم روا داشته و فرزندان این سرزمین را به بهانه های واهی به دار زده است خامنه ای و موشهائی همچون سلیمانی هستند که باید از بلوچستان بروند و اگر نروند به زور این موشها را از سرزمین بلوچستان بیرون می اندازیم.

دیگر برای موشهائی همچون سلیمانی و محمدعلی آزاد و شهریاری کثیف و ... اجازه زندگی کردن در بلوچستان نمی دهیم و این موشها که از بس سرمایه های ملت بلوچ را خورده اند تبدیل به سگهای درنده شده اند باید بلوچستان را ترک کنند و بلوچستان از آن ملت بلوچ است و مردم واقعا بیگانه ستیز هستند و رهبر انقلاب امیر عبدالمالک فرزند دردانه همین ملت غیور و بیگانه ستیز است که برای رهائی وطن از دست بیگانگانی همچون سلیمانی می جنگد.

و امروز شعار فرزندان بلوچستان شده :

زنده باد عبدالمالک ریگی

زنده باد جنبش مقاومت

و حتی فرزندان و جوانان بلوچستان مثل عبدالمالک می پوشند و مثل او راه می روند و مثل او سخن می گویند و اگر بیگانگان اندکی فضا را آزاد کنند خواهند دید که جوانان بلوچستان چقدر به عبدالمالک عشق می ورزند.

جلسه اعترافات دیکته ای عبدالحمید ریگی که جز پاسداران و زابلیها و عده ای سردار مزدور کسی حاضر نشده است

واقعا رژیم ایران منافق و دروغگوست و دروغش را اندازه ای نیست که در شبکه تلوزیونی پرس تی وی رژیم با اعترافات عبدالحمید ریگی سعی کرد جنبش جندالله را وابسته به القاعده و سپاه سپاه و طالبان معرفی نماید و عبدالحمید در آن اعترافات بارها جنبش را وابسته به القاعده معرفی نمود زیرا که شبکه پرس تی وی به زبان انگلیسی و برای اروپائیان است و در اعترافات در داخل و در جمع سپاهیان و سرداران مزدور و زابلی اعترافات دیکته ای عبدالحمید بیشتر بر موضوع ارتباط با امریکا می باشد و توصیه شده است که بیشتر بر تماس جنبش با امریکا پافشاری نماید و عبدالحمید بر این موضوع زیاد تاکید می کند.
و این خود دروغ و نفاق نظام را ثابت می کند و ثابت می کند که سخنان عبدالحمید به او دیکته شده اند و باید برای خارجیها بگوید جندالله متعلق به القاعده است تا جامعه جهانی را در برابر جندالله قرار دهد و برای مردم داخل بگوید جندالله امریکائی است تا مردم را به جنبش جندالله بد ظن نماید.
اما ای حناها دیگر رنگی ندارد و تاثیری بر مردم ندارد و مردم با رژیمی که چوپان دروغگو شده است آشنا هستند و به ماهیت کثیفش که جز دروغ و مکر و جنایت و تجاوز چیز دیگری نیست پی برده اند.
به همین جهت است که هیچ عالم و سردار واقعی در این جلسه حاضر نشده است و تعدادی مجبورا و بیشترشان مزدور رژیم هستند و از جایگاهی در بین ملت بلوچ برخوردار نیستند.
از سوئی در این اعترافات دیکته ای عبدالحمید وادار شده است که علمای مظلوم اهلسنت را که تاکنون دهها شهید داده اند و بیشترشان زندان و بازداشت شده اند را مورد خطاب قرار دهد تا علمای کرام مجبور به واکنش شوند.
علمائی که جز اینکه خواهان حق هستند و آن هم به صورت مسالمت آمیز و کاری دیگر نکرده اند و به خاطر کوچکترین انتقادها سالها زندان شده اند مورد خطاب قرار گرفته اند تا از حق گوئی باز آیند اما این دسیسه هم کارساز نیست و علمای محترم به واقعیت شیطانی رژیم واقف هستند و چنان زود فریب نمی خورند که بیایند و نوکر رژیم شوند.
به عبدالحمید دیکته شده که علمای اهلسنت را بار بار مورد خطاب قرار دهد و این همان حرفهای سلیمانی نماینده شیطان بزرگ خامنه ای می باشند که بارها به علمای اهلسنت حمله ور شده است و الان از طریق عبدالحمید ریگی هم می خواهند به علمای اهلسنت حمله کنند و به عبدالحمید ریگی القاء شده است که نام علمای اهلسنت را بگیرد.
اما مردم می دانند که عبدالحمید ریگی یک اسیر مظلوم است که وادار به چنین حرفهائی شده است و مردم و جوانان جانهایشان را فدای دفاع از علمای اهلسنت می کنند و به مزدوران خامنه ای اجازه تعرض به علماء را نمی دهند.
تفتان

یوسف عزیری رویدادهای ایران را بازتاب تعاملات داخلی دانست


دبی - العربیه
یوسف عزیزی نویسنده عرب ایرانی عضو کانون نویسندگان ایرانی وعضو افتخاری اتحادیه نویسندگان عرب و عضو مؤسسه ی بریتانیایی پن شامگاه روز دوشنبه 6-7-2009 در گفت گو با کانال العربیه ضمن فرعی برشمردن استفاده ی کشورهای بیگانه از رویدادهای اخیر ایران خاطرنشان کرد " با توجه به سیاست های سرکوبگرانه و بازداشت های گسترده در داخل این دولت ایران است که زمینه چنین حمله ای را فراهم می کند".

یوسف عزیزی در پاسخ به پرسش طالب کنعان گوینده ی اخبار العربیه مبنی بر اینکه آیا وقت آن نرسیده است تا مخالفان داخلی ایران با توجه به تهدیدهای امریکا و اسرائیل و به طور کلی تهدیدها و دخالت های غرب به مخالفت های خود پایان دهند و واقعیت موجود را بپذیرند؟

گفت :" شکی نیست که مخالفان داخلی ایران خود نگران آن هستند که هرگونه حمله ی احتمالی اسرائیل به پایگاه های نظامی و هسته ای ایران بر تحولات سیاسی و اجتماعی کنونی این کشور تاثیر منفی بگذارد.

وی در ادامه افزود:" بدون شک هر حمله ای که صورت بگیرد مراکز صنعتی و اقتصادی را در بر خواهد گرفت و من بعید می دانم که جنبش هایی که خود حامی صلح و مخالف حملات نظامی خارجی هستند چنین اقدامی را بپذیرند، اما متاسفانه دولت ایران این جنبش ها را علی رغم حمایتشان از صلح و مخالفت آنان با هرگونه حمله نظامی به کشور سرکوب کرده است.

تردیدی نیست که هرگونه حمله ی نظامی بر فرایند سیاسی ایران و تحولات در راستای دمکراسی ، اصلاحات و سرنوشت ملیت های ایران تاثیر خواهد گذاشت.

یوسف عزیزی در پاسخ به سؤال طالب کنعان مبنی بر اینکه دولت ایران می گوید شما به بدتر شدن اوضاع ایران کمک می کنید، آیا با این مساله موافق هستید؟ گفت بی تردید ما با هرگونه حمله نظامی مخالفیم اما این مسائل به دست ما نیست، ما می دانیم که اسرائیل برای بهره برداری از اوضاع کنونی است که در آن ملت ایران بین اکثریت هوادار میرحسین موسوی و مهدی کروبی از یک سوی و اقلیت حامی احمدی نژاد از سوی دیگر تقسیم شده است، و از یاد نبریم که جان بولتون نماینده ی سابق امریکا در سازمان ملل متحد به اسرائیل توصیه کرد دست به حمله بزند زیرا زمان را مناسب دیده است اما متاسفانه دولت ایران با سیاستهای سرکوبگرانه و بازداشتهای گسترده در داخل کشور، خود زمینه ی چنین حمله ای را فراهم می کند.

این عضو انجمن قلم بریتانیا در پاسخ به این پرسش که آیا شما با دخالت هایی بیگانه در امور داخلی ایران موافق هستید یا خیر، گفت :"متاسفانه این مقوله ی قدیم و جدیدی است وهر از گاهی تکرار می شود، من به یاد دارم که شاه در روزهای آخر سلطنتش با صدور بیانیه ای که از صدای بی بی سی فارسی پخش شد خمینی را وابسته به خارجی ها اعلام کرد ووی را به برخورداری از حمایت خارجی ها متهم کرد، نسل ما که در انقلاب شرکت داشتند آن را به یاد دارند.

این عضو افتخاری اتحادیه نویسندگان عرب در ادامه افزود :"حوادثی که در ایران اتفاق می افتد ناشی از بازتاب تعاملات داخلی است براین اساس بیش از هرچیز علل ودلایل داخلی دارد، اما اگر قدرتهای خارجی سعی در سوء استفاده از این رویدادها داشته باشند این یک مساله کاملا فرعی و ثانوی خواهد بود زیرا که اصل بر این قرار دارد که این مسائل یادشده مربوط به داخل ایران است لذا باید در داخل ایران نیز حل و فصل شود مثلا باید زندانیان سیاسی آزاد شوند و انتخابات لغو شود تا مسائل به حالت طبیعی خود بازگردد.

سخنان استاندار ونظر يك خواننده



سخنان استاندار ونظر يك خواننده
سلا م بر مبارزان ومجاهدان غيرتمند بلوچستان
آغ اي استاندار بي شعور تحميلي و متجاوز ما اكنون دشمن خود را شناخته ايم ونيازي نيست كه شما براي ما تصمصم بگيريد ما مي دانيم كه بزرگترين دوستان بلوچ وبلوچستان مجاهداني هستند كه براي بازگشت دوباره ي عزت وسربلندي بلوچ جان خود را فدا مي كنند و شما دشمن بلوچ هستيد با آن رهبر فلج بي مخت .

امروز شما اعتراض مي كنيد كه مبارزان نفت را به آتش مي كشند .بله نفتي كه از مسير بلوچستان عبور مي كند وحق ملت بلوچ است ولي بلوچها براي بدست آوردن يك گالن چهار ليتري نفت زاري وفرياد مي كنند پس اين نفت سزاوار آتش است .

وقتي كه در شهر نود ونه درصدي بلوچ نشين نفت با تشريفات به خانه ي زابلي ها برده مي شود ومردم بلوچ و بچه هايشان از سرما مي لرزند ونفت گيرشان نمي آيد اين نفت سزاوار آتش زدن است ومن سالها توجه كرده ام وصدها بار بيشتر توي صف پرسي گاز ساعت ها منتظر گرفتن يك كپسول بوده ام ولي تا بحال حتي يكبار يك زابلي را نديده ام كه توي صف گاز بايستد وبلكه كپسول از طريق ادارات به درب خانه هايشان برده مي شود و روزها بلوچ ها با چوب درخت آشپزي خود را مي كنند پس اين نفت وگاز لايق آتش ذدن است.

بله ي آقاي استاندار جنايتكار آفرين بر مبارزان با غيرت بلوچ كه نمي گذارند شما به خوشي وراحتي اموال بلوچستان را به غارت ببريد شما پريشان هستيد كه مبارزان دو مخزن نفت را به آتش كشيدند واين را خيانت محسوب مي كنيد پس چرا در مورد يك ميليارد وششصد ميليون دلاري كه از حساب شخصي مجتبي خامنه اي در انگلستان توقيف شد چيزي نمي گوييد خائنان به ملت تو و اون رهبر دزد فلجت است كه اموال ملت را به تاراج برده وبه حساب هاي بانكي خود در اروپا جمع مي كنيد .
لعنت بر شما فرعونان زمان . وصد درود ورحمت خداوند بر جوانان با غيرت بلوچ مجاهدان جندالله .
ابو عمر سراواني
دزک نیوز

ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۵, دوشنبه

مصاحبه ی رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران امیر عبدالمالک بلوچ با شبکه تلویزیونی رنگارنگ - قسمت دوم

مصاحبه ی رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران امیر عبدالمالک بلوچ با شبکه تلویزیونی رنگارنگ - قسمت اول

آقای استاندار ! دشمن خلق بلوچ شمائید نه مبارزان


به گزارش آژانس خبری تفتان استاندار منتصب اشغالگران متجاوز در بلوچستان در جلسه گردهمائی سران طوایف در سالن هلال احمر زاهدان مانند همه سران نظام مشکلات و مسائل بلوچستان را خارج از مرزها نسبت داد و مبارزینی که جهت دفاع خلق بلوچ و جامعه اهلسنت برخاسته اند را به بیگانگان منسوب نمود.

و این شیوه همیشگی سردمدران نظام می باشد که هر مشکلی را به خارج از مرزها نسبت می دهند و به جای حل و توجه به مشکلات و مسائل و رفع تبعیض و استقرار عدالت و برابری برایشان آسانتر است که مسائل و مشکلات را به بیگانگان نسبت دهند و بدین طریق نه مشکلات حل می شود و نه مبارزات مردم و حق طلبان متوقف می شود.

استاندار متجاوز و خون آشام که طی یک سال انتصابش دهها جوان بلوچ اعدام شده و دو عالم اهلسنت اعدام شدند و صدها جوان بلوچ دستگیر شدند مبارزانی را که برای دفاع از مردم قیام کرده اند را دشمن خلق بلوچ معرفی نمود و گفت : آنها (مبارزان )در باطن دشمن خلق بلوچ و مردم بلوچ هستند و شمشير‌ها را از رو بسته‌اند كه آتش كشيدن مخازن سوخت مصرفي مردم در ايرانشهر در هفته اخير، گرفتن جلوي‌كاميون‌ها كه مايحتاج و امكانات معيشتي مردم را به استان حمل مي‌كند، نشانگر اين است كه آنها آرامش، آسايش و امنيت مردم استان نمي‌خواهند.

به آقای استاندار محمدعلی آزاد باید متذکر شد که دشمن خلق بلوچ شما و رهبر جانی خامنه ای است و نفت هائی که به آتش کشیده شد از آن دولت است و دولت با همین نفت و با تکیه با سرمایه ملی نظامش را تثبیت نموده و به تبلیغ خرافات پرداخته و نفت قدرت نظام است و مردم بلوچستان از این نفت هیچ بهره ای نبرده اند و بهتر است که نفتی که رژیم با آن به تثبیت خودش می افزاید نابود گردد و همچنین کامیونهائی که چرخه اقتصاد رژیم را در گردش دارند و اموال بلوچستان را به تاراج می برند باید آتش زده شوند تا اقتصاد متجاوزان نابود گردد.

و مبارزان برای دفاع از ملت بپا خواسته تا شما متجاوزان را از سرزمین خود خارج نمایند و شما حقی در بلوچستان ندارید و حکومت بلوچستان باید بدست خود مردم بلوچ بود نه در دست علی محمدی که از لرستان آمده و بر ملت بلوچ حکومت می کند و یا یک زابلی متجاوز بر بلوچستان حکومت کند.

دشمن ملت بلوچ شمائید که دین ملت را به سخره گرفته و مدارسشان را تخریب نموده و مساجد را منهدم نموده و مقدستاتشان را مورد اهانت قرار داده و علمایشان را ترور و شهید کرده و هزاران جوان این خلق را به دار زدید و الان جوانانی را که برای دفاع از خود بپاخواسته اند دشمن خلق بلوچ معرفی می کنید نه آقای متجاوز دشمن خلق بلوچ شمائید و باید بلوچستان را ترک کنید زیرا خلق بلوچ دریافته اند که شما دشمن هستید و دشمن باید این سرزمین را ترک نماید.

والسلام

وبلاگ؛ ولی فقیه لُخت است!


وبلاگ برگ سبز
ولی فقیه لُخت است! آقای خامنه ای، کمترین دستاورد همین چند روز جنبش مردمی این است که اکنون اگر در خیابان ظاهر شوی، چه بسیار کودکانی که تو را با انگشت نشان خواهند داد و خواهند گفت : " ولی فقیه لُخت است "!
آقای خامنه ای، حالا دیگر ساده لوحان هم فهمیده اند که "سر" نیروهای خودسر "خود" شما بوده اید. که شما دروغ گوی اصلی هستید و دیگران دارند راه شما را دنباله روی می کنند.
که بیشتر اوقات نشئه اید و وقت نشئه گی دوست دارید چند مداح چاپلوس جلویتان چهچه بزنند و شما را ببرند در گودال قتلگاه و با ابوالفضل العباس مقایسه کنند.
تنها یک سوال باقی مانده: آیا گمان می کنید با گردان لباس شخصی هائی که بلدند چطور تیر در پیشانی و چشم مردم بزنند، می توانید در صورت حمله قریب الوقوع به کشور، جلوی نیروهای مهاجم را بگیرید؟
آیا اصلا برایتان مهم هست این حرف ها؟گمان می کنید با غمزه ها و عشوه گری هائی که برای لباس شخصی های مقیم حرم می کنید، قادرید خود و آقا مجتبی و اهل منزل را از معرکه ای که پیش خواهد آمد، سالم به در ببرید؟
مملکت پیشکش!باید بدانید که اولویت نخست مردم ایران در حال حاضر، به شکست کشانیدن کودتا و کودتاگران است. منظورم خود شمائید، به اطرافتان نگاه نکنید! نکند باز هم دارید دنبال " دوشمن " می گردید؟ دشمن ایران، امروز شمائید.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

اعترافات ساختگی و تحمیل شده دو بلوچ

مسئولین غیر بومی بلوچستان در اقدامی تازه عبدالحمید ریگی (برادر بزرگتر عبدالمالک ریگی)و مولوی عابد گهرام از علمای اهل سنت بلوچستان که مدتی قبل به اتهام ارتباط با جنبش مقاومت مردمی ایران از روستای نصیرآباد سرباز دستگیر شده بود را به جلسه ای که آن را جلسه اعتراف نامیده اند برده و آنان را وادار به ایراد سخنانی کرده اند که به گفته مسئولین امنیتی بلوچستان اعترافات آنها بوده اند.

نکات جالب بسیاری در این به اصطلاح اعترافات وجود دارد که ثابت می کنند آنها به اعترافاتی تن در داده اند که از قبل به آنها دیکته شده است در گذشته نیز مقامات تحمیلی بلوچستان با تهیه چنین فیلمهای سعی کرده اند بلوچها را دشمنان قسم خورده فارسها معرفی کننداما بلوچ و فارس مظلوم اکنون به حدی از درک و شعور سیاسی رسیده است که قادر است بدون توجه به تبلیغات دروغین عده ای دشمن واقعی خود را شناسائی کند .دو تصویر از این جلسه ساختگی و از قبل تمرین شده.


عبدالحمید ریگی

مولوی عابد گهرام زهی (سمت راست)

بلوچ گپ


تفتان :الان به یک تصویر قبل از دستگیری عبدالحمید ریگی نگاه کنید تا ببینید که چقدر شکنجه شده که موها و ریشش کاملا سفید شده و الان رنگ شده است و آثار شکنجه در چهره عبدالحمید ریگی کاملا مشهود است و هر ذی عقلی به خوبی در می یابد که عبدالحمید ریگی چه سرش آورده اند.
عبدالحمید ریگی
خدا یار و یاور اسیران باد و نجات آنان را فراهم آورد.


امشب رهبر جنبش در شبکه رنگارنگ گفتگو خواهند کرد


امشب رهبر جنبش امیر عبدالمالک بلوچ در شبکه رنگارنگ گفتگو خواهند کرد از همه جوانان تقاضا می شود این خبر را به دوستان خود ارسال نمایند.
http://www.rangarang.us/

اعترافات دیکته ای عبدالحمید ریگی


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبرگزاری فارس عبدالحمید ریگی برادر رهبر جنبش توسط نیروهای اطلاعاتی در جمع سرداران و علمای زاهدان احضار شد و گفت عبدالمالك از بي‌سوادي و نياز مالي من سوءاستفاده كرد در حالی که سخنان وی در این جلسه نشان می دهد که وی باسواد و تحصیل کرده است و همچینن عبدالحمید ریگی 6 سال از عبدالمالک ریگی بزرگتر است و زمانی به جنبش ملحق شد که عبدالمالک ریگی 19 سال و عبدالحمید ریگی 25 سال سن داشت پس چگونه ممکن است این دروغ بزرگ پذیرفته شود.

اما از سوء استفاده از نیاز مالی هم خیلی خنده دار است زیرا عبدالحمید ریگی زمانی به جنبش ملحق شد که جنبش هیچ توان مالی نداشت و تازه تعداد نفراتش 10 نفر بودند و آن زمان عبدالحمید ریگی دارای یک منزل در تهران و خودروی مدل بالا و ثروتمند بود و طبق اعترافاتش در تلوزیون پرس تی وی منازل شخصی خود را در اختیار اعضای جنبش قرار می داد چگونه این فرد ثروتمند به جنبشی که هنوز هیچ امکان مالی نداشت به خاطر پول ملحق شده است.

این تناقضات گفتاری ثابت می کند که اعترافات وی دیکته ای است که وزارت اطلاعات از وی خواسته چنین اعترافاتی بکند تا وزارت اطلاعات و سپاه به اهداف تبلیغاتی خود برسند.

واقعا جای تاسف است که کسانی که ادعای پیروی از امام علی بن ابیطالب و اهلبیت می کنند برای اهداف شوم خود چنین به دروغگوئی و مکر و فریب متوسل شوند.

آیا امام علی درس دروغ داده است؟

آیا حسن و حسین رض درس دروغ داده اند؟

آیا ائمه و اهلبیت درس دروغ و مکر و فریب داده اند؟

آن هم دروغهای واضح و آشکار که کاملا در تناقض و در تضاد با یکدیگر هستند.

این دروغگوئی های از فرزندان ابن سبا و اسماعیل صفوی برمی آید که باقر مجلسی به نقل از جعفر صادق می گوید تا می توانید به مخالفانتان تهمت زنید و دروغ گوئید و بهتان زنید و دشنام دهید و لعن کنید.

دروغ و مکر و فریب مذهب این دین فروشان صفوی است و واقعا انسان را خنده می گیرد وقتی حرفهای متضاد دیکته شده به عبدالحمید ریگی را می شنود و یقین می کند که رژیم ولایت فقیه و امام زمان خیلی زبون و خوار و بیچاره است که برای بقای خود به چنین مسخره بازی هائی متوسل می شود.

دفاع آيات عظام صانعى، امينى، منتظرى وموسوى اردبيلى از كروبى و موسوى


دبى - (العربيه) نجاح محمد علي
آيت الله يوسف صانعي از مراجع تقليد شيعه واز روحانيان مقرب آيت الله خمينى در زمان حياتش با صدور بيانيه اى گرفتن اعترافات تلويزيونى از زندانيان سياسى را فاقد ارزش شرعى و قانونى دانست و اين عمل را اقدامى خلاف شرع و قانون تلقى كرد.

وى در بيانيه اى كه در شهر مذهبى قم منتشر ساخت از نيروهاى امنيتى ، انتظامى و نظامى خواست كه از فرمان فرماندهان خويش در صورتى كه متضمن تجاوز به حقوق ملت باشد سرپيچى كنند.يادآور مى شود حق تظاهرات يكى از حقوق مصرح و مسلم ملت ايران بر اساس قانون اساسى اين كشور است.

آيت الله صانعى "حمله به مردم و تجاوز به حقوق آنان را از معصيت هاى بزرگ و گناهى نابخشودنى" خواند. اين در حالى است كه گفته مى شود حدود صد عضو پارلمان ايران نامه اى را تهيه كرده اند كه در آنها محاكمه ى موسوى وكروبى از سوى قوه ى قضائيه خواسته شده است.

اين دو از سوى محافظه كاران اصولگرا متهم به تحريك مردم وتهديد امنيت ملى شده اند.بسيج دانشجويى پيش از اين موسوى را به "محاربه با خدا و رسولش" متهم كرده بود.

از سوى ديگر روزنامه كيهان زير نظر حسين شريعتمدارى نماينده ى خامنه اى (ولى فقيه) خواهان بازداشت و محاكمه ى موسوى و خاتمى به "اتهام خيانت به كشور وتبعيت از رهنمودهاى امريكا" شد.

مجله جوان "وابسته به سپاه پاسداران" نيز مطالب مشابهى را عنوان كرد. آماه كردن جو براى بازداشتهاى سطح بالاتر و با وسعت بيشتر گويى برنامه ى كنونى طرفداران احمدى نژاد است.

در همين حال و در پى دفاع آيات عظام منتظرى و موسوى اردبيلى و صانعى وچهره هاى حوزه اى كمتر شناخته شده از سردمداران اصلاحگرايى در ايران وعدم ارسال "تبريك پيروزى" از سوى اكثريت مراجع قم به احمدى نژاد، آيت الله امينى نيز به صف معترضان به اقدامات حكومتى پيوست.

آيت الله امينى در مراسم نماز جمعه قم تلاش دشمنان و بدخواهان مير حسين موسوى ومهدى كروبى را محكوم كرد و اتهامات را ناوارد دانست.

وى گفت: "اين دو از چهره هاى مخلص نظام جمهورى اسلامى هستند و ضربه اى به اين نظام وارد نكرده اند.

گفته مى شود ميرحسين موسوى در صدد تشكيل حزبى از ياران و پيروان امام خمينى است كه از طريق آن تلاشهاى قانونى خود را براى لغو نتايج اعلام شده انتخابات دنبال كند.

انعكاس نسبت "يهودى تبار بودن" احمدى نژاد در يك روزنامه اسرائيلى


دبى- العربيه
روزنامه اسرائیلی جیروزالیم پست در شماره چاپ 4-7-2009 با انتشار خبر دستگیری دکتر مهدی خزعلی فرزند آیت الله خزعلی نوشت یک وبلاگ نویس ایرانی به اتهام نسبت دادن تبار یهودی به رئیس جمهور ایران بازداشت شد.

این روزنامه افزود مهدی خزعلی که در وبلاگ خود با درج مطلبی محمود احمدی نژاد را یهودی دانسته بود از طرف دادگاه ویژه روحانیت احضار شد و سپس به مکان نامعلومی انتقال یافت. خزعلی پسر یک روحانی معروف محافظه کار حامی احمدی نژاد است که در وبلاگ خود چندى پيش نوشت: "رئیس جمهور ایران یهودی تبار است و احمدی نژاد نام خود را از (سابورجیان) تغییر داده است.

وی خواهان آن شد که تبار خانواده سابورجیان که در شهر ارادان (از توابع گرمسار) ساکن هستند مورد بررسی قرار گیرد. مهدى خزعلی که مدیریت موسسه فرهنگی حیان در تهران را نیز بر عهده دارد گفته است از آنجا که دین جایگاه ویژه ای در زندگی سیاسی افراد دارد ولی دخالت بیش از حد آن در مسائل سیاسی برای آینده جوامع مدرن خطر ناک است.

وی جدیدا با انتشار مطلبی در سایت خود با اشاره به آیه ای در قرآن خطاب به میر حسین موسوی که گفته بود من آماده ام خون خود را اعطا کنم گفت اما من به شما هشدار می دهم اگر با سکوت خود اعتماد مردم را از دست بدهید مسوول خواهید بود.

به نوشته این روزنامه موضوع (یهودی تبار دانستن احمدی نژاد) در جریان مناظره تلویزیونی در مبارزه انتخاباتی با سوال مهدی کروبی از احمدی نژاد نیز نمایان شد.

بطوریکه گزارش شده است که در جریان مناظره نیز مهدی کروبی از رئیس جمهور سوال کرد اسم کامل من مهدی کروبی است اسم کامل شما چیست؟

شایان ذکر آیت الله خزعلی که طرفدار آقای احمدی نژاد است چندی پیش با انتشار بیانیه ای از فرزند خویش به خاطر مطالبی که برضد رئیس جمهور ایران در مصاحبه ها و نوشته هایش ابراز داشته بود اعلام برائت کرد.

خامنه ای خونخوار و دروغگو و دجال


انقلاب دزدی!


د. دلیری ـ مشهد
بازی “گرگم و گله می‌برم …. چوپونم و نمی‌گذارم” این روزها در ایران داغ داغ است.
گروهک تکفیری حجتیها توانسته پشت سر رهبر پناه گیرد و خود را بعنوان صاحبان اصلی انقلاب و حامیان امام معرفی کند.
به جناح مخالف تهمت ضد نظام بودن و در پی احداث انقلابی مخملی بودن بزند وبا کمک همه رسانه‌های گروهی و امکانات کامل امنیتی با چوب و چماق خود را داروغه انقلاب ناب خمینی معرفی نموده.
جناح مخالف را بعنوان راهزنان انقلاب و کسانی که در پی کودتایی خاموش برای سقوط نظام هستند معرفی می‌کند. وبا خواندن “امام زمان” واینکه ما نوکرانتیم و این کشورت است و خودت سکوی آنرا بدست داری احساسات مردم نادان را برانگیخته ساخته بخود رسمیت می‌بخشد.
جناح دیگر که نه رسانه‌ای در دست دارد و نه چوب و چماقی و نه سازمانی نظامی و نه حتی رهبری که بتوان در ازمات پشتش پناه برد، خو را به ملت چسبانده و با شعارهای زیبا و زبانی نرم و آرام در تلاش است به ملت برساند که رهبر گول خورده، اسیر دام گروهک تکفیری حجتیها قرار گرفته و آنها در پی دزدیدن انقلاب ناب امام خمینی و ضایع ساختن آرمانهای آن و خیانت به خون شهیدان میهن هستند.
و با نعره های “الله اکبر” خود در تلاشند مصداقیت خود را بنمایش بگذارند…بسیار جالب است بدانی در این کشور همه چیز را می توان دزدید.
از چاه نفت گرفته تا چاه جمکران.. و از قصر طاغوت گرفته تا قبر امام.. و از عتیقه‌های موزه‌ها گرفته تا آرمانهای انقلاب..وجالبتر این است که بدانی اولین کسی که کودتای خاموش “انقلاب دزدی” را در ایران کشف نمود.
شهید راستین این انقلاب رهبر سیاسی اهل سنت ایران استاد احمد مفتی زاده بود!احمد مفتی زاده که رهبریت سیاسی اهل سنت را در دوران انقلاب بر عهده داشت.
در راستای سرنگونی نظام پوسیده و ضد انسانی شاه ایران با شخصیتهای به ظاهر آزاد منش و فهمیده و مخلص که حرکت مردمی را رهبریت می کردند همگام شد.
و ملت ایران اعم از شیعه وسنی چرخ نگون بخت طاغوت را واژگون ساختند تا کشوری بر معیارهای والای اسلامی بنا سازند.ولی شباهنگام رهزنانی که بسیاری از آنان امروز بعنوان چهره‌های شناخته شده و ارکان اساسی انقلاب معرفی می‌شوند از راه رسیده بهشتیها را سر به نیست، منتظریها را گوشه‌نشین ساخته انقلاب را با کمال وقاحت دزدیدند. و کسی هم جرأت نکرد بگوید: بالای چشمتان ابرو!…استاد مفتی زاده با دیدن این راهزنان داد برآورد که: هوار … هوار.. همه بیدار… آهای مردم بگیرید که انقلاب را دزدیدند..
مردم ساده لو بجای اینکه با مفتی زاده همگام شوند و انقلاب را نجات دهند، به او خندیدند و مسخره اش کردند و گفتند: آیا انقلاب هم دزدیده می‌شود؟!
مفتی زاده تا داروغه بیدار است هیچ غم مخور…خدا رحمتش کند.. روحش شاد بادا… عجب عاقل و دانا بود و ما نمی‌دانستیم…اگر مفتی زاده امروز می‌بود و چهره‌ی واقعی دزدان انقلاب را بر ملا می‌کرد گمانم دیگر مردم بدو نمی‌خندیدند. و در می‌یافتند که چوپان گله خود گرگ آن است…و شایسته است که انقلاب دزدان دیروزی به خود بگویند: خودم کردم که لعنت بر خودم باد…

سریال اعترافات

اگر دستگیر شدید بی هیچ ترس و مقاومتی به هر چه که خواستند اعتراف کنید.

اعتراف شما سندی خواهد بود بر شکنجه شما و لکه‏ای خواهد شد بر دامن پرلکه‏ی بی آبروترین روحانی تاریخ.

به گزارش میترا شجاعی از رادیو آلمان که من سعی کردم آن را به تصویر هم مجهز کنم گوش بدهید.

با اعترافات شما در سریال اعترافات نظام اسلامی، اسمتان به این اسامی افزوده و در تاریخ ثبت خواهد شد.

اگر در تظاهرات روزها و هفته‏ها و ماههای و سالهای آینده دستگیر شدید نگران هر چه بودید نگران اعترافات خود نباشید.

ما بعد از دیدن اعترافات شما به ریش بزرگترین متقلب تاریخ ایران خواهیم خندید.

من برای مبارزه با این رفتار زشت امیر امارات اسلامی در وبلاگم می‏نویسم:

کسانی را که سر سپردگان امیر متقلب، مجبور به بازی در سریال اعترافات می‏کنند کسانی هستند که با فعالیت‏های خود نظام را سخت ترسانده‏اند.

شما برای خنثی کردن این ترفند علی خامنه‏ای و حمایت از مبارزین در بند یا همین جمله را در وبلاگتان بنویسید یا حد اقل خودتان جمله‏ای بنویسید. دست بالای دست گذاشتن در مقابل وقاحت کار درستی نیست.

نمایش اعترافات دیکته ای جوانان مظلوم نشانگر اوج انقلاب فکری مردم بلوچ می باشد

دلاور بلوچ
www.delaavar33.blogspot.com

رژیم ولایت فقیه دست از پا گم کرده و قدرت و محبوبیت روز افزون جنبش مقاومت جندالله در بلوچستان سران نظام را به وحشت انداخته است و این بار مزدوران بیت رهبری که به یقین درک کرده اند که دیگر جندالله در قلوب مردم جای گرفته است به ترفندی جدید متوسل شده و تمامی سپید ریشان و بزرگان و علمای بلوچ را جمع نموده و جوانان مظلومی که مدتها در سیاهچالهای وزارت اطلاعات بوده و به هزاران روش شکنجه شده و تهدید به اعدام شده اند را در این جمع حاضر کرده اند تا با اعترافات دیکته ای علماء و بزرگان که قلبا همراه با جنبش هستند را نسبت به اهداف جنبش بدظن نموده و به آنان القاء کنند که جنبش وابسته به غرب و امریکاست.
گذشته از هر چیز این گونه جلسات برگزار کردن و از علماء و بزرگان دعوت کردن و احضار زندانیان نشان می دهد که جنبش تا عمق جامعه نفوذ نموده و علمای بزرگوار و بزرگان و معتمدان قوم را تحت تاثیر قرار داده است که رژیم با برگزار کردن نمایشهای کودکانه می خواهد جلوی این نفوذ را بگیرد اما زهی خیال باطل که هیچ قدرتی را توان ایستادگی در برابر حق نیست و رژیم با هزینه کردن ملیاردها دلار تاکنون نتوانسته با جنبشی که از هیچ حمایت خارجی برخوردار نیست و فقط تکیه اش بر خداست و در بدترین وضعیت مادی به سر می برد و از کمترین امکانات بی بهره است مقابله نماید و این نشان از حقانیت جنبش است که با هیچ در برابر قدرت شیطانی ایستاده است و قدرتش را به چالش کشیده است و رژیم با تبلیغات ملیاردی نتوانسته این صدای حق را خاموش کند.
اما اعترافات جوانان مظلوم و ستمدیده که تحت فشار روحی گرفته شده برای مردم هیچ ارزشی ندارد و مردم ایران با چنین ترفندهای احمقانه ای آشنا هستند و همه ملت می دانند که به این جوانان گفته شده که اعتراف به جرم کنند و علیه جنبش و رهبر جنبش سخن گویند و جنبش را متهم به وابستگی به غرب نمایند تا از اعدام نجات یابند.
و این روش کهنه شده و دیگر تاثیری بر مردم ندارد و در گذشته هم با مولانا نظر محمد دیدگاه که یک عالم برجسته و پرهیزگار و مخلص بود چنین شد و فقط به خاطر انتقاداتش از رژیم دستگیر شده و شکنجه و سپس در تلوزیون حاضر شده و اعتراف به ناکرده ها نمود.
و این گونه اعترافات به اندازه ای بی وقع شده که علمای بزرگ تشیع و ارکان نظام مانند آیت الله صانعی و موسوی و کروبی و آیت الله منتظری چنین نمایشهائی را دروغ و مکر و فریب نامیده و گفته اند که چنین اعترافاتی هیچ ارزش شرعی و عقلی ندارد.رژیم با چنین روشهای احمقانه ای هرگز به اهداف پلید و شیطانی اش نائل نمی گردد و تاکنون رژیم همه راهها را و ترفندها را آزموده و همه جا با شکست مواجه شده است و را عقلانی فقط دست کشیدن از ظلم و جنایت و سپرده سرنوشت مردم بدست خودشان است دیگر راهی پیش روی ولایت فقیه وجود ندارد.

تحرکات مشکوک فرماندها سپاه در بلوچستان و زمینه سازی درگیریهای قبیله ای

به گزارش آژانس خبری تفتان برخی فرماندهان سپاه با همکاری برخی مزدوران و مخبران محلی تماس های مشکوکی در سراسر بلوچستان گرفته اند و به بسیاری از افراد طوایف مختلف اسلحه داده و از آنان اعلام حمایت کرده اند که نشان می دهد سپاه در حال زمینه سازی درگیری های گسترده طایفه ای و قبیله ای در بلوچستان می باشد و این امر هوشیاری علماء و ریش سپیدان را می طلبد و همچنین باید جنبش مقاومت با مزدوران محلی سپاه و فرماندهانی که چنین طرحهای ضد انسانی می ریزند برخورد نمایند.

نظر کاربر

بسم الله الرحمن الرحيم
با درود و سلام بر شما غيور مردان بلوچستان ما جوانان سراوان اعلام ميكنيم كه هميشه در كنارتان هستيم و تا نابودي كامل اين رژيم از هرگونه همكاري با شما دريغ نمي ورزيم چرا كه ما دريافته ايم بدون قرباني آزادي محقق نمي شود برادر عبدالمالك شير مرد بلوچستان ما به تو افتخار مي كنيم و از شما اعلان حمايت ميكنيم.
دوستدار شما از سراوان