ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

سيد علی روضه خوان آب بر آتش می ريزد


پس از انتخابات نمايشی حکام خودکامه تهران همانگونه که پيش بينی شده بود احمدینژاد کوته فکر سراز صندوق های رای در آورد. اين تقلب آشکار خشم هزاران ايرانی را که انتخابات را جدی گرفته بودند و به موسوی و کروبی رای داده بودند به شدت برافروخت.

توده های ميليونی و ملتهای در بند که پس از ۳۰ سال طولانی فرصتی را طلايی دريافتند به خيابانها ريخته و پايه های پوسيده ولايت فقيه و لاشه متعفن سيستم حاکم را قهرمانانه به لرزه در آوردند.شعارهای مرگ بر ديکتاتور، نه بد نه بدتر يک زندگی بهتر، نصرمن الله و فتح القريب مرگ بر اين دولت مردم فريب و ... خارج از انتظار اصلاح طلبان بود.
سيد علی روضه خوان که لرزه بر اندام پردودش افتاده بود مجبور شد تا با کانديداهای بازنده گفتگو کند و جدی بودن اوضاع را در حضور چند آخوند مفت خور و نماينده مجلس به آنها گوشزد کند.سيد علی و دارو دسته آدم کش و غارتگرش بخوبی می دانند که سيستم حکومتی شان چنان از درون پوسيده است که ميليونها انسان آگاه و نا آگاه مستقيما در مناظره های جالب تلويزيونی کا ند يداهايشان مشاهده کردند. مردم از زبان خود سردمداران نظام شنيدند که کار حکمرانان و ولايتسفيه با مردم به کجاها کشيده است.
اصلاح طلبان که چنين انتظاری نداشتند که کنترل همه چيز از دستشان خارج شود روز سه شنبه مردم آرام را به آرامش بيشتر دعوت کردند. در حاليکهچماقداران، اراذل فالانژ ،اطلاعاتی ها، بسيجی ها، پليس، لباس شخصی هاانصارحزب الله، زابلی های ديوانه ، حزب اللهی های لبنانی ديوانه واربا چماق، قمه، زنجير، کارد و چاقو، گاز اشک آور، گاز فلفل و اسلحه گرم به جانمردم به ستوه آمده افتا ده اند. می زنند، می کشند، ميسوزانند، دستگير می کنند
سيد علی بيچاره بيهوده سعی در خاموش کردن آتشی دارد که خود برافروخته است. اگر چه اصلاح طلبان با باند احمدی نژاد و خامنه ای کنار بيايند و در نهايت به خاطر منافع مشترکشان رياست جمهوری احمدی نژاد فالانژ و جاهل را با تبريک بگويند يا با سکوت قبول کنند. اما نمی توانند اين مردم سرد و گرم چشيده و جان به لب آ مده را بيشتر فريب بدهند.سيد علی روضه خوان خوب می داند و از اين نگران است که تازه اول کار است و بيهوده برشعله های آتش آب پاشی می کند.


پروشت ءُ پروش بات ايران ءِ شيعی ـ فاشيستی حکومت

آزات ءُ آباد بات گنجين بلوچستان

۱۷ ژوئن ۲۰۰۹

جوپاگ

۲ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
پس شما بلوچ ها کجایید؟
غیرتتان کجا رفته؟
چرا از شما صدایی بر نمی خیزید؟
من "ع ه زهی" اهل ایران شهر هستم که 4 سال است در زندان اوین به سر می برم و اکنون برای مرخصی از زندان بیرون آمدم.

بپا خیزید برادران
زنده باد آزاد مردان ایران خواسته بلوچ یا کرد یا فارس یا عرب یا ترک و لر

ناشناس گفت...

سلام
لطفا فوری محتویات آدرس زیر را نمایش دهید

http://www.goftaniha.org/2009/06/blog-post_7314.html